از دور که به آدمها نگاه میکنی با یک اختلاف ساده و احتمالا جزئی همهشان شکل هم هستند؛ خیلی 1اند. برای همین است که خیال میکنیم فلانی را میتوانیم دوست داشته باشیم و «کراش» ما است و دلمان میخواهدش. ولی نزدیک که میشوی تازه میفهمی چقدر آدمیزاد عجیب است. دست روی هر کسی که بگذاری یکجور 1 است. یعنی اصلا آدمیزاد به طور کل دیوانه است؛ هر کسی هم به شکل خودش. مثلا دیوانگی من اینطور است که دیگر آرزوی بزرگی در زندگیام ندارم. خیلی با خودم فکر کردم اما نهایتا به این نتیجه رسیدم که من همین حالا هم به آرزویم رسیدهام و دیگر خواسته خیلی خاص و بزرگی از زندگی ندارم. احتمالا کنجکاو میشوید که بدانید آرزوی من چه بوده و چطور برآورده شده. بله، همینجاست که دیوانگیام را میبینید؛ آرزوی بزرگ من این بود که لیونل مسی با تیم ملی آرژانتین قهرمان جام جهانی شود. اتفاقی که از سال 2010 میلادی منتظرش بودم.
حالا اگر کمی ذهنتان را باز کنید میتوانید از این نوع دیوانگی در آدمهای اطرافتان پیدا کنید. مثلا خود من رفیقی دارم که هر وقت بیکار میشود مینشیند به تماشای فیلم هری پاتر. یا یک دختر خوشگل و زیبارویی را میشناسم که اصلا نمیتواند با آدمهای اطرافش ارتباط برقرار کند. یا کسی را سراغ دارم که از هر نوع موبایل و لپتاپ و ابزار دیجیتالی فراری است. خلاصه اینکه هر کسی ممکن است یک یا چند نوع از این دیوانگیها را داشته باشد. اینکه من آدم قانعی هستم احتمالا از نظر خودم خیلی عادی است اما ظاهرا بقیه اینطور فکر نمیکنند. یعنی باورشان نمیشود کسی برای به دست آوردن پول خودش را به در و دیوار نزند. نمیتوانند باور کنند کسی اینطور کلبیمسلک باشد و زندگی را تا این حد ساده بگیرد.
حیف مخاطبی ندارد اینجا، وگرنه میگفتم بیایید و بنویسید دیوانگی شما چیست.
شعر مرتبط: دنیا من دیوونه رو آورد تو این دیوونهخونه :)
پینوشت: دوست عزیزی که برایم پیام گذاشتی، کاش یک نشانیای ایمیلی چیزی بگذاری که بتوانم جوابت را بدهم.
پینوشت 2: وبلاگتان را پاک نکنید؛ حتی اگر چیزی نمینویسید. بگذارید همانطور باشد که اگر کسی دلش برایتان تنگ شد بیاید نوشتهتان را دوباره بخواند. یا شاید دلش خواست نظر خصوصی بگذارد برایتان.
پینوشت 3: خودم میدانم این پست اصلا شبیه بقیه متنهایی که اینجا مینویسم نبود. اما ناچار شدم بنویسمش.
روزنوشت
برچسب:
نویسنده: رها کاظمیان